کد خبر:
۵۴۸۰۸ ۱۳:۱۹
۱۳۹۶/۰۲/۱۸
معمای ١١ ساله قتل یک راننده تاکسی
پدال نیوز- قاتل یک راننده پیکان، بعد ازگذشت ١١ سال از وقوع جنایت، در مقابل قضات جنایی دادگاه کیفری، اتهام قتل را انکار کرد و ادعای تازهای را پیشروی هیأت قضایی قرار داد. این مرد مدعی شد که همدستش عامل اصلی این جنایت بوده و به خاطر بدهیهایش قتل را به گردن گرفته است.
به گزارش "پدال نیوز" به گزارش پدال نیوز، «شهروند» نوشت: ماجرا به زمستان سال ٨٥ برمیگردد. آن زمان پسرجوانی به پلیس مراجعه کرد و از ناپدیدشدن پدر ٥� سالهاش خبر داد. وی به ماموران پلیس گفت: «پدرم به نام محمود، با خودروی پیکان خود مسافرکشی میکرد. او صبح زود ازخانه خارج میشد و شب برمیگشت، اما از دیشب تا حالا از پدرم خبری نیست و هرچه به دنبالش میگردیم، فایدهای ندارد.»
با اعلام شکایت این پسر، موضوع در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفت و تلاش دراین رابطه آغاز شد. درحالی که ماموران به دنبال ردی از این مرد میانسال میگشتند، خبر رسید که جسد مردی درحاشیه جاده ملارد و درحالی که دست و پا و دهانش بسته شده، پیدا شده است. پسر محمود با دیدن این جسد، پدرش را شناسایی کرد و مشخص شد که این مرد میانسال قربانی یک سرقت مرگبار شده است، چراکه خودروی پیکانش سرقت شده بود. در ادامه پسر مقتول به ماموران پلیس گفت: «چند نفر از دوستانم هستند که با من دشمنی خاصی دارند. برای همین به آنها مظنون هستم و احتمال میدهم که آنها پدرم را کشته باشند تا از من انتقام بگیرند.»
با این اظهارات، پلیس این چند مظنون را بازداشت کرد اما در بازجوییها و تحقیق از آنها هیچ مدرکی علیهشان پیدا نشد. برای همین همه آنها آزاد شدند. بعد از گذشت دو سال از این ماجرا، در نهایت پلیس رد پای یک پسر ٢٥ ساله به نام سامان را در این جنایت پیدا کرد که اعتیاد به شیشه داشت. از آنجا که مدارک علیه این پسر بود، وی تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل راننده پیکان اعتراف کرد. وی دربازجوییها به ماموران گفت: «من و دو نفر از دوستانم به نامهای عباس و امین، به قصد سرقت این مرد را به ملارد کرج بردیم و من او را به قتل رساندم.»
در ادامه، عباس نیز دستگیر شد اما ردی از امین به دست نیامد و ماموران پلیس نتوانستند او را دستگیر کنند. در حالی که سامان به قتل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخته بود، عباس ادعا کرد درجنایت دستی نداشته است. بنابراین او با قرار وثیقه سنگین از زندان آزاد شد.
صبح دیروز سامان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه، اولیای دم در جایگاه ایستادند و برای قاتل تقاضای قصاص کردند. پس از آن سامان روبهروی قضات ایستاد و اینبار با ادعای تازهای به هیأت قضایی گفت: «٩ سال است که دروغ گفتهام. از وقتی دستگیر شدهام، قتل را به گردن گرفتم ولی حالا میخواهم واقعیت را بگویم. من قاتل نیستم. قتل را عباس انجام داد و به خاطر پرداخت بدهیهایم خودم این جنایت را گردن گرفتم. ماجرا از این قرار بود که من در شهرک صنعتی اشتهارد کار میکردم که عباس مرا به خانهاش دعوت کرد. وقتی به آنجا رفتم، امین را هم دیدم. عباس به من و امین شیشه داد و با هم کشیدیم. بعد از کشیدن مواد، عباس گفت که صاحب کارش از او خواسته تا برایش یک خودرو سرقت کند. از شنیدن این حرف شوکه شدیم اما عباس وعده داد اگر در سرقت خودرو به او کمک کنیم، به هرکداممان ٥� � هزار تومان میدهد. وقتی این پیشنهاد را داد، من و امین هم قبول کردیم. ما با هم حرکت کردیم و به شهریار رفتیم. هرچه در خیابانها گشت زدیم، خودروی مناسبی پیدا نکردیم. برای همین به کرج رفتیم و سوار یک خودروی پیکان شدیم. ما به صورت دربستی این خودرو را کرایه کردیم. از او خواستیم ما را به ملارد ببرد. عباس از قبل یک تیغ موکتبری به من داده بود که با آن راننده را تهدید کنم. خودش روی صندلی شاگرد و کنار راننده نشسته بود. وقتی به یک جای خلوت رسیدیم، عباس به من و امین اشاره کرد و همان لحظه من تیغ موکتبری را روی گردن راننده گذاشتم و او را تهدید کردم. عباس و امین هم او را از خودرو پیاده کردند. من داخل خودرو بودم و به دنبال پول میگشتم که عباس مرا صدا کرد. عباس و امین دست و پا و دهان راننده را بسته بودند ولی او ساکت نمیشد. برای همین من هم با تیغ موکتبری چند ضربه به کمرش زدم تا دیگر تقلا نکند. وقتی رویم را برگرداندم، متوجه شدم که یکی با دستمال، راننده را خفه کرده است. نمیدانم چه کسی دستمال را به دست گرفته بود ولی حدس میزنم که کار عباس باشد. بعد از قتل هم ما با خودرو فرار کردیم. عباس هم تنها مبلغ ١٥� هزار تومان به من و امین داد. بعد از دو سال وقتی بازداشت شدیم، از آنجا که به خاطر موادمخدر و قمار ١� میلیون تومان بدهکار بودم و زندگی خوبی نداشتم، عباس به من پیشنهاد داد که قتل را گردن بگیرم. او گفت اگر اعتراف کنم، تمام بدهیهای مرا پرداخت میکند و رضایت اولیای دم را جلب میکند اما در این سالها اصلا سراغی از من نگرفت. خودش آزاد شد و مرا تنها گذاشت. برای همین تصمیم گرفتم در دادگاه واقعیت را بگویم. باور کنید ضربههایی که با تیغ موکتبری به کمر مقتول زدم، اصلا کشنده نبود. در این مدت حتی از امین هم هیچ خبری ندارم و نمیدانم او کجاست.»
در ادامه این جلسه، وکیل مدافع عباس نیز درجایگاه ویژه ایستاد و گفت: «موکلم به خاطر بیماری نتوانست در دادگاه حاضر شود اما او تنها اتهام معاونت درقتل را قبول دارد. دراین رابطه هم تقاضای تخفیف مجازاتش را دارد.»
در پایان این جلسه، هیأت قضایی وارد شور شد تا رأی خود را دراینباره صادر کند.
با اعلام شکایت این پسر، موضوع در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفت و تلاش دراین رابطه آغاز شد. درحالی که ماموران به دنبال ردی از این مرد میانسال میگشتند، خبر رسید که جسد مردی درحاشیه جاده ملارد و درحالی که دست و پا و دهانش بسته شده، پیدا شده است. پسر محمود با دیدن این جسد، پدرش را شناسایی کرد و مشخص شد که این مرد میانسال قربانی یک سرقت مرگبار شده است، چراکه خودروی پیکانش سرقت شده بود. در ادامه پسر مقتول به ماموران پلیس گفت: «چند نفر از دوستانم هستند که با من دشمنی خاصی دارند. برای همین به آنها مظنون هستم و احتمال میدهم که آنها پدرم را کشته باشند تا از من انتقام بگیرند.»
با این اظهارات، پلیس این چند مظنون را بازداشت کرد اما در بازجوییها و تحقیق از آنها هیچ مدرکی علیهشان پیدا نشد. برای همین همه آنها آزاد شدند. بعد از گذشت دو سال از این ماجرا، در نهایت پلیس رد پای یک پسر ٢٥ ساله به نام سامان را در این جنایت پیدا کرد که اعتیاد به شیشه داشت. از آنجا که مدارک علیه این پسر بود، وی تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل راننده پیکان اعتراف کرد. وی دربازجوییها به ماموران گفت: «من و دو نفر از دوستانم به نامهای عباس و امین، به قصد سرقت این مرد را به ملارد کرج بردیم و من او را به قتل رساندم.»
در ادامه، عباس نیز دستگیر شد اما ردی از امین به دست نیامد و ماموران پلیس نتوانستند او را دستگیر کنند. در حالی که سامان به قتل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخته بود، عباس ادعا کرد درجنایت دستی نداشته است. بنابراین او با قرار وثیقه سنگین از زندان آزاد شد.
صبح دیروز سامان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه، اولیای دم در جایگاه ایستادند و برای قاتل تقاضای قصاص کردند. پس از آن سامان روبهروی قضات ایستاد و اینبار با ادعای تازهای به هیأت قضایی گفت: «٩ سال است که دروغ گفتهام. از وقتی دستگیر شدهام، قتل را به گردن گرفتم ولی حالا میخواهم واقعیت را بگویم. من قاتل نیستم. قتل را عباس انجام داد و به خاطر پرداخت بدهیهایم خودم این جنایت را گردن گرفتم. ماجرا از این قرار بود که من در شهرک صنعتی اشتهارد کار میکردم که عباس مرا به خانهاش دعوت کرد. وقتی به آنجا رفتم، امین را هم دیدم. عباس به من و امین شیشه داد و با هم کشیدیم. بعد از کشیدن مواد، عباس گفت که صاحب کارش از او خواسته تا برایش یک خودرو سرقت کند. از شنیدن این حرف شوکه شدیم اما عباس وعده داد اگر در سرقت خودرو به او کمک کنیم، به هرکداممان ٥� � هزار تومان میدهد. وقتی این پیشنهاد را داد، من و امین هم قبول کردیم. ما با هم حرکت کردیم و به شهریار رفتیم. هرچه در خیابانها گشت زدیم، خودروی مناسبی پیدا نکردیم. برای همین به کرج رفتیم و سوار یک خودروی پیکان شدیم. ما به صورت دربستی این خودرو را کرایه کردیم. از او خواستیم ما را به ملارد ببرد. عباس از قبل یک تیغ موکتبری به من داده بود که با آن راننده را تهدید کنم. خودش روی صندلی شاگرد و کنار راننده نشسته بود. وقتی به یک جای خلوت رسیدیم، عباس به من و امین اشاره کرد و همان لحظه من تیغ موکتبری را روی گردن راننده گذاشتم و او را تهدید کردم. عباس و امین هم او را از خودرو پیاده کردند. من داخل خودرو بودم و به دنبال پول میگشتم که عباس مرا صدا کرد. عباس و امین دست و پا و دهان راننده را بسته بودند ولی او ساکت نمیشد. برای همین من هم با تیغ موکتبری چند ضربه به کمرش زدم تا دیگر تقلا نکند. وقتی رویم را برگرداندم، متوجه شدم که یکی با دستمال، راننده را خفه کرده است. نمیدانم چه کسی دستمال را به دست گرفته بود ولی حدس میزنم که کار عباس باشد. بعد از قتل هم ما با خودرو فرار کردیم. عباس هم تنها مبلغ ١٥� هزار تومان به من و امین داد. بعد از دو سال وقتی بازداشت شدیم، از آنجا که به خاطر موادمخدر و قمار ١� میلیون تومان بدهکار بودم و زندگی خوبی نداشتم، عباس به من پیشنهاد داد که قتل را گردن بگیرم. او گفت اگر اعتراف کنم، تمام بدهیهای مرا پرداخت میکند و رضایت اولیای دم را جلب میکند اما در این سالها اصلا سراغی از من نگرفت. خودش آزاد شد و مرا تنها گذاشت. برای همین تصمیم گرفتم در دادگاه واقعیت را بگویم. باور کنید ضربههایی که با تیغ موکتبری به کمر مقتول زدم، اصلا کشنده نبود. در این مدت حتی از امین هم هیچ خبری ندارم و نمیدانم او کجاست.»
در ادامه این جلسه، وکیل مدافع عباس نیز درجایگاه ویژه ایستاد و گفت: «موکلم به خاطر بیماری نتوانست در دادگاه حاضر شود اما او تنها اتهام معاونت درقتل را قبول دارد. دراین رابطه هم تقاضای تخفیف مجازاتش را دارد.»
در پایان این جلسه، هیأت قضایی وارد شور شد تا رأی خود را دراینباره صادر کند.
گزارش خطا
پسندها: 0
ارسال نظر
آخرین اخبار
تصاویر/ کی جی ام رکستون G4 بلند قامت عضلانی هرمس خودرو تصاویر/ KGM Torres محصول جدید هرمس خودرو "کی جی ام تورس" با هرمس خودرو وارد ایران شد +تصاویر ساخت اولین خودروی ملی در بم آغاز می شود امحای کارت خودروها متوقف شد فعال سازی سهمیه واردات خودرو سواری جانبازان برای سال ۱۴۰۵ آییننامه جامع حفاظتی تعمیرگاههای خودرو ابلاغ شد واردات ۱۵۲ هزار خودرو در سه سال اخیر ثبت شاسی خودروهای وارداتی و تولیدی متوقف شد وقتی بحران خودرو موفقیت نامیده میشود ! نقشه تازه خودروسازان چینی برای فتح بازار اروپا کوچ طبقه متوسط از بازار خودرو ورود خودرو به دوره رکود اعلام موج جدید اخراج در جنرال موتورز ارزبری خودروهای سایپا و ایران خودرو چقدر است؟ وزارت صمت عدم تأمین قطعه سایپا توسط کروز را تایید کرد تمام فرآیند معاملات خودرو برخط میشود رکستون G4 مرد عضلانی کره ای هرمس خودرو در ایران +تصاویر عرضه سدان بامو i3 وارداتی پرشیا خودرو چرا دیگر نباید خودرو پیش خرید کرد؟ روند واردات خودرو منتظر وزارت صمت مصوبه جدید شورای رقابت شامل پیش فروش خودروهای گذشته نمیشود سرنوشت واردات خودرو در سال ۱۴۰۵ ابلاغ اصلاحیه حقوق ورودی ترخیص خودرو برقی ایرانیان خارج کشور عقبنشینی قیمت خودرو پس از صعود سنگین نقض حقوق مشتریان مونتاژی؟ ارزیابیهای خدمات پس از فروش خودرو با تعدیلات جدید اجرایی میشود GAC ES9 پرشیا خودرو پلاک ملی شد شرایط فروش هیوندای سوناتا و توسان توربو هرمس خودرو شرایط فروش کیا سورنتو و سلتوس هرمس خودرو تور و گردهمایی خودروهای کلاسیک BMW به میزبانی پرشیا خودرو ابهامات پیش فروش خودرو تلاش چینیها برای تکرار «لحظه یاریس» تویوتا در بازارهای جهانی اصلاحات جدید در جدول تعرفه واردات خودرو جنگ تحمیلی آمریکا سود تویوتا را نصف کرد عرضه هفتگی خودروسازان با هدف کاهش التهاب بازار واردات خودرو در حال انجام است تداوم فعالیت پلتفرمهای آگهی خودرو
شرایط فروش