کد خبر:
۱۵۴۷۴۹ ۰۹:۴۹
۱۴۰۲/۱۲/۰۱
دولت کجای برقیسازی ایستاده است؟
موضوع برقیسازی خودرو، طی سالهای اخیر و بهخصوص بعد از روی کار آمدن عباس علیآبادی به عنوان وزیر صمت، به یکی از مسائل اصلی خودروسازی کشور بدل شده است....
به گزارش "پدال نیوز" به گزارش پدال نیوز؛ موضوع برقیسازی خودرو، طی سالهای اخیر و بهخصوص بعد از روی کار آمدن عباس علیآبادی به عنوان وزیر صمت، به یکی از مسائل اصلی خودروسازی کشور بدل شده است. اما پیشبرد هر طرح فناورانهای یا باید انتفاع فعالان این حوزه را به همراه داشته باشد یا همراه با اعمال فشار دولت صورت بگیرد. البته فشار دولت اگر همراه با تخصیص منابع برای تحقیق و توسعه همراه نباشد چیزی غیر از تبلیغات و هزینه زیاد در صنعت خودرو را به همراه نخواهد داشت.
موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، اخیرا الگوی برقیسازی صنعت خودرو را در دو کشور آلمان و ایالات متحده مقایسه کرده است. نگارندگان این گزارش رابطه بین بنگاههای قدیمی و ریشهدار صنعت خودرو که از وضع موجود نفع میبرند با دولت را در این موضوع تاثیرگذار میدانند. آنطور که در این گزارش آمده تاثیر این دست از بنگاهها در روابط دولت-بنگاه تابعی از دو فرآیند متمایز است. یکی از این موارد هماهنگی افقی است که به قدرت سازمانی و هماهنگی بین بنگاهها میپردازد. مورد دوم نیز هماهنگی عمودی است که به تثبیت پیوندها بین بنگاه و دولت مربوط است. بر این اساس گرچه آلمان و آمریکا هر دو در سال ۲۰۰۹ برنامههای بلندپروازانهای را برای برقیسازی صنعت خودروی خود اعلام کرده بودند (در مورد آلمان استقرار یکمیلیون دستگاه خودروی برقی تا ۲۰۲۰ و در مورد آمریکا استقرار همین تعداد تا سال ۲۰۱۵) اما تفاوت در ساختار هماهنگی افقی و عمودی در این کشورها باعث شد که عملکرد متفاوتی در این مسیر داشته باشند.
در آلمان تلاشهای سیاستگذاری صنعتی در آغاز کار تحت تاثیر سه خودروساز اصلی این کشور یعنی فولکس واگن، بنز و بامو و به نفع بهینهسازی سیستمهای احتراق داخلی به جای برقیسازی قرار گرفت. دلیل این موضوع هماهنگی بالای دولت فدرال این کشور با خودروسازان بزرگ و همچنین وجود هماهنگی افقی بین این شرکتها بود. در ایالات متحده اما وضعیت کاملا متفاوت پیش رفت و این کشور بهشدت در بخش خودروسازی خود برای ترویج خودروهای الکتریکی مداخله کرده و مجموعهای جامع از سیاستها برای تشویق تولید و تجاریسازی خودروهای برقی و تشدید استانداردهای مصرف سوخت را اجرا کرد؛ چراکه ساختار هماهنگی عمودی و افقی در این کشور چندان در سطح بالایی قرار نداشت. تاثیر خودروسازان روی دولت فدرال آمریکا چندان قابلتوجه نیست و همچنین خود این شرکتها نیز در هماهنگی بالایی با هم قرار ندارند.
در مورد ایران اما ارتباط خودروسازان با دولت کاملا متفاوت است، دولت تاثیر و سلطه بسیار زیادی روی خودروسازان بزرگ کشور دارد تا جایی که حتی روی انتخاب مدیران عامل خودروسازان تاثیرگذار است و یک گام جلوتر حتی قیمت محصولات آنها را مشخص میکند. بنابراین راضی کردن خودروسازان دستکم تا زمانی که دولت سهام خود در این شرکتها را واگذار نکند چندان کار سختی نیست. اما همچنان شاهد قدمهای بزرگی در مسیر برقیسازی صنعت خودروی ایران نیستیم.
برای ریشهیابی این مساله میتوان گفت که گرچه قدرت فشار دولت به خودروسازیها بالاست اما الزامات دیگر در این مورد چندان درنظر گرفته نمیشود. همانطور که اشاره شد، بدون منابع مالی موردنیاز، فشار از طرف دولت نتیجهای غیر از چالش در صنعت نخواهد داشت. در مورد آمریکا و آلمان نیز شاهد بودیم که فشار خودروسازان تنها حجم بسته حمایتی دولتها برای برقیسازی صنعت را تحت تاثیر خود قرار داده بود؛ به طوری که ایالات متحده ۱۲.۵میلیارد دلار بسته حمایتی از این فناوری ارائه داد اما در مورد آلمان این رقم ۵۰۰میلیون یورو بوده است.
در مورد ایران به نظر نمیرسد دولت قصدی برای ارائه بستههای حمایتی قابلتوجه برای رونق این فناوری داشته باشد. از سویی دیگر، خود خودروسازان نیز منابع مالی برای تحقیق و توسعه و پیشبرد برقیسازی محصولات ندارند. طبیعی است که در شرایط بدهیهای کلان، زیان انباشته ۱۷۴هزار میلیارد تومانی، تورم افسارگسیخته تولید و... خودروسازان توان سرمایهگذاری برای توسعه محصول به سمت برقیسازی را نداشته باشند.
بنابراین هرگونه فشار و با هر ساختار هماهنگی عمودی و افقی پیشروی فناورانه این صنعت در ایران چندان محتمل نیست، مگر آنکه دولت سیاستهای تشویقی دیگری را پیش بگیرد تا حداقل خودروسازان به دلیل تامین منافع خود به این سمت حرکت کنند. برای مثال دولت بهخوبی میداند که علت اصلی وضعیت صورتهای مالی خودروسازان و زیان انباشته آنها، قیمتگذاری دستوری است. بنابراین اگر دولت اعلام کند که هر خودروی برقی که در کشور تولید شود از شمول قیمتگذاری خارج خواهد شد، خودروسازان به هر شیوهای که شده برای نجات خود از خطر ورشکستگی به سمت برقیسازی محصولات خود پیش خواهند رفت.
موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، اخیرا الگوی برقیسازی صنعت خودرو را در دو کشور آلمان و ایالات متحده مقایسه کرده است. نگارندگان این گزارش رابطه بین بنگاههای قدیمی و ریشهدار صنعت خودرو که از وضع موجود نفع میبرند با دولت را در این موضوع تاثیرگذار میدانند. آنطور که در این گزارش آمده تاثیر این دست از بنگاهها در روابط دولت-بنگاه تابعی از دو فرآیند متمایز است. یکی از این موارد هماهنگی افقی است که به قدرت سازمانی و هماهنگی بین بنگاهها میپردازد. مورد دوم نیز هماهنگی عمودی است که به تثبیت پیوندها بین بنگاه و دولت مربوط است. بر این اساس گرچه آلمان و آمریکا هر دو در سال ۲۰۰۹ برنامههای بلندپروازانهای را برای برقیسازی صنعت خودروی خود اعلام کرده بودند (در مورد آلمان استقرار یکمیلیون دستگاه خودروی برقی تا ۲۰۲۰ و در مورد آمریکا استقرار همین تعداد تا سال ۲۰۱۵) اما تفاوت در ساختار هماهنگی افقی و عمودی در این کشورها باعث شد که عملکرد متفاوتی در این مسیر داشته باشند.
در آلمان تلاشهای سیاستگذاری صنعتی در آغاز کار تحت تاثیر سه خودروساز اصلی این کشور یعنی فولکس واگن، بنز و بامو و به نفع بهینهسازی سیستمهای احتراق داخلی به جای برقیسازی قرار گرفت. دلیل این موضوع هماهنگی بالای دولت فدرال این کشور با خودروسازان بزرگ و همچنین وجود هماهنگی افقی بین این شرکتها بود. در ایالات متحده اما وضعیت کاملا متفاوت پیش رفت و این کشور بهشدت در بخش خودروسازی خود برای ترویج خودروهای الکتریکی مداخله کرده و مجموعهای جامع از سیاستها برای تشویق تولید و تجاریسازی خودروهای برقی و تشدید استانداردهای مصرف سوخت را اجرا کرد؛ چراکه ساختار هماهنگی عمودی و افقی در این کشور چندان در سطح بالایی قرار نداشت. تاثیر خودروسازان روی دولت فدرال آمریکا چندان قابلتوجه نیست و همچنین خود این شرکتها نیز در هماهنگی بالایی با هم قرار ندارند.
در مورد ایران اما ارتباط خودروسازان با دولت کاملا متفاوت است، دولت تاثیر و سلطه بسیار زیادی روی خودروسازان بزرگ کشور دارد تا جایی که حتی روی انتخاب مدیران عامل خودروسازان تاثیرگذار است و یک گام جلوتر حتی قیمت محصولات آنها را مشخص میکند. بنابراین راضی کردن خودروسازان دستکم تا زمانی که دولت سهام خود در این شرکتها را واگذار نکند چندان کار سختی نیست. اما همچنان شاهد قدمهای بزرگی در مسیر برقیسازی صنعت خودروی ایران نیستیم.
برای ریشهیابی این مساله میتوان گفت که گرچه قدرت فشار دولت به خودروسازیها بالاست اما الزامات دیگر در این مورد چندان درنظر گرفته نمیشود. همانطور که اشاره شد، بدون منابع مالی موردنیاز، فشار از طرف دولت نتیجهای غیر از چالش در صنعت نخواهد داشت. در مورد آمریکا و آلمان نیز شاهد بودیم که فشار خودروسازان تنها حجم بسته حمایتی دولتها برای برقیسازی صنعت را تحت تاثیر خود قرار داده بود؛ به طوری که ایالات متحده ۱۲.۵میلیارد دلار بسته حمایتی از این فناوری ارائه داد اما در مورد آلمان این رقم ۵۰۰میلیون یورو بوده است.
در مورد ایران به نظر نمیرسد دولت قصدی برای ارائه بستههای حمایتی قابلتوجه برای رونق این فناوری داشته باشد. از سویی دیگر، خود خودروسازان نیز منابع مالی برای تحقیق و توسعه و پیشبرد برقیسازی محصولات ندارند. طبیعی است که در شرایط بدهیهای کلان، زیان انباشته ۱۷۴هزار میلیارد تومانی، تورم افسارگسیخته تولید و... خودروسازان توان سرمایهگذاری برای توسعه محصول به سمت برقیسازی را نداشته باشند.
بنابراین هرگونه فشار و با هر ساختار هماهنگی عمودی و افقی پیشروی فناورانه این صنعت در ایران چندان محتمل نیست، مگر آنکه دولت سیاستهای تشویقی دیگری را پیش بگیرد تا حداقل خودروسازان به دلیل تامین منافع خود به این سمت حرکت کنند. برای مثال دولت بهخوبی میداند که علت اصلی وضعیت صورتهای مالی خودروسازان و زیان انباشته آنها، قیمتگذاری دستوری است. بنابراین اگر دولت اعلام کند که هر خودروی برقی که در کشور تولید شود از شمول قیمتگذاری خارج خواهد شد، خودروسازان به هر شیوهای که شده برای نجات خود از خطر ورشکستگی به سمت برقیسازی محصولات خود پیش خواهند رفت.
البته تنها سیاست تشویقی نیست که میتواند تاثیرگذار باشد. اگر دولت راه را برای واردات خودروهای برقی در سطح گسترده فراهم کند تا فضای رقابتی دستکم در این خودروها ایجاد شود، در کنار آزادسازی قیمت خودروهای برقی تولیدی، شرکتهای خودروساز برای حفظ سهم بازار خود سعی خواهند کرد که برقیسازی محصولات خود را جدیتر دنبال کنند.
دنیای اقتصاد
گزارش خطا
پسندها: 0
ارسال نظر
آخرین اخبار
ساخت اولین خودروی ملی در بم آغاز می شود امحای کارت خودروها متوقف شد فعال سازی سهمیه واردات خودرو سواری جانبازان برای سال ۱۴۰۵ آییننامه جامع حفاظتی تعمیرگاههای خودرو ابلاغ شد واردات ۱۵۲ هزار خودرو در سه سال اخیر ثبت شاسی خودروهای وارداتی و تولیدی متوقف شد وقتی بحران خودرو موفقیت نامیده میشود ! نقشه تازه خودروسازان چینی برای فتح بازار اروپا کوچ طبقه متوسط از بازار خودرو ورود خودرو به دوره رکود اعلام موج جدید اخراج در جنرال موتورز ارزبری خودروهای سایپا و ایران خودرو چقدر است؟ وزارت صمت عدم تأمین قطعه سایپا توسط کروز را تایید کرد تمام فرآیند معاملات خودرو برخط میشود رکستون G4 مرد عضلانی کره ای هرمس خودرو در ایران +تصاویر عرضه سدان بامو i3 وارداتی پرشیا خودرو چرا دیگر نباید خودرو پیش خرید کرد؟ روند واردات خودرو منتظر وزارت صمت مصوبه جدید شورای رقابت شامل پیش فروش خودروهای گذشته نمیشود سرنوشت واردات خودرو در سال ۱۴۰۵ ابلاغ اصلاحیه حقوق ورودی ترخیص خودرو برقی ایرانیان خارج کشور عقبنشینی قیمت خودرو پس از صعود سنگین نقض حقوق مشتریان مونتاژی؟ ارزیابیهای خدمات پس از فروش خودرو با تعدیلات جدید اجرایی میشود GAC ES9 پرشیا خودرو پلاک ملی شد شرایط فروش هیوندای سوناتا و توسان توربو هرمس خودرو شرایط فروش کیا سورنتو و سلتوس هرمس خودرو تور و گردهمایی خودروهای کلاسیک BMW به میزبانی پرشیا خودرو ابهامات پیش فروش خودرو تلاش چینیها برای تکرار «لحظه یاریس» تویوتا در بازارهای جهانی اصلاحات جدید در جدول تعرفه واردات خودرو جنگ تحمیلی آمریکا سود تویوتا را نصف کرد عرضه هفتگی خودروسازان با هدف کاهش التهاب بازار واردات خودرو در حال انجام است تداوم فعالیت پلتفرمهای آگهی خودرو آیا خودرویی برای عرضه هفتگی وجود دارد؟ طرح چند دقیقهای ایران خودرو
شرایط فروش
پربازدیدترینها
پربحثترینها
ارزبری خودروهای سایپا و ایران خودرو چقدر است؟ ورود خودرو به دوره رکود کوچ طبقه متوسط از بازار خودرو اعلام موج جدید اخراج در جنرال موتورز وقتی بحران خودرو موفقیت نامیده میشود ! نقشه تازه خودروسازان چینی برای فتح بازار اروپا ثبت شاسی خودروهای وارداتی و تولیدی متوقف شد واردات ۱۵۲ هزار خودرو در سه سال اخیر آییننامه جامع حفاظتی تعمیرگاههای خودرو ابلاغ شد فعال سازی سهمیه واردات خودرو سواری جانبازان برای سال ۱۴۰۵ امحای کارت خودروها متوقف شد ساخت اولین خودروی ملی در بم آغاز می شود