جاده پرپیچ موفقیت خودروهای برقی
رونمایی از نخستین خودروی تمامبرقی فراری، بار دیگر نشان داد که مسیر گذار صنعت خودرو به عصر برقی، مسیری هموار و بدون تنش نیست. خودروی جدید «لوسه» که با قیمتی حدود ۵۵۰ هزار یورو معرفی شده، به جای آنکه تحسین دوستداران این برند ایتالیایی را برانگیزد، موجی از انتقادها و بحثها را در میان طرفداران سنتی فراری ایجاد کرده است.
با این حال، ماجرای لوسه تنها به یک محصول جدید محدود نمیشود؛ بلکه تصویری روشن از چالشهایی ارائه میدهد که امروز همه خودروسازان بزرگ جهان با آن روبهرو هستند.
واکنشها به این خودرو از شوخیهای تند در شبکههای اجتماعی تا انتقادهای چهرههای شناختهشده صنعت خودرو را دربر گرفته است. برخی ظاهر آن را با وسایلی کاملا نامرتبط مقایسه کردهاند و حتی مدیرعامل پیشین فراری نیز به شکلی کنایهآمیز از آن انتقاد کرده است؛ اما چنین واکنشهایی برای شرکتی مانند فراری چندان غیرعادی نیست. این شرکت در گذشته نیز هنگام معرفی محصولات متفاوت خود با مخالفتهایی روبهرو شده و در بسیاری موارد، همان محصولات بعدها به موفقیتهای تجاری تبدیل شدهاند.
از منظر فایننشال تایمز، امروز بدترین و در عین حال اجتنابناپذیرترین زمان برای عرضه یک خودروی جدید است. فناوری خودروهای برقی و همچنین گسترش هوش مصنوعی، بسیاری از اصولی را که مهندسان خودرو طی بیش از یک قرن به آنها تکیه داشتند، زیر سوال برده است.
در خودروهای جدید که بهطور فزایندهای مبتنی بر نرمافزار هستند، اهمیت الگوریتمها گاه از قطعات مکانیکی نیز بیشتر به نظر میرسد. این تحول، تعریف سنتی از خودرو را تغییر داده و رقابت را وارد مرحلهای تازه کرده است.
در کنار تغییرات فناورانه، سلیقه مشتریان نیز دگرگون شده است. نسلهای جوانتر نسبت به گذشته وابستگی کمتری به برندها و مدلهای خاص دارند و در برخی موارد حتی تمایل کمتری به مالکیت خودرو نشان میدهند. از سوی دیگر، سیاستگذاری دولتها در بازارهای بزرگ جهان نیز یکدست نیست.
آمریکا، اروپا و چین هر یک مسیر متفاوتی را در قبال خودروهای برقی دنبال میکنند و این موضوع برنامهریزی بلندمدت شرکتهای خودروسازی را دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، رقبای چینی نیز با سرعت در حال گسترش سهم خود در بازارهای داخلی و بینالمللی هستند. این شرکتها با هزینههای کمتر و سرعت بالاتر در توسعه فناوری، فشار قابلتوجهی بر خودروسازان باسابقه وارد کردهاند. به همین دلیل، بسیاری از برندهای سنتی احساس میکنند که مزیتهای تاریخی آنها دیگر به تنهایی برای حفظ جایگاهشان کافی نیست.
فراری تلاش کرده با برنامهریزی دقیق، این ریسک را مدیریت کند. این شرکت از طراحان برجستهای برای توسعه محصول جدید استفاده کرده و از ابتدا نیز میدانست که طراحی خودرو واکنشهای دوگانهای ایجاد خواهد کرد. برخلاف برخی رقبا که صرفا وعده ورود به بازار خودروهای برقی را دادهاند، فراری اکنون آماده فروش محصول جدید خود است و سفارشگیری آن را آغاز کرده است.
با این حال، مزیت اصلی فراری در سودآوری بالا و مدل کسبوکار خاص آن نهفته است. این شرکت عمدا تعداد خودروهای تولیدی را محدود نگه میدارد و معمولا کمتر از میزان تقاضا تولید میکند. همین موضوع باعث میشود فشارهای کوتاهمدت بازار یا واکنشهای منفی شبکههای اجتماعی، تاثیر تعیینکنندهای بر عملکرد آن نداشته باشد.
درس مهم این تجربه برای سایر خودروسازان روشن است. گذار به خودروهای برقی دیگر یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی برای کاهش ریسکهای مقرراتی و حفظ رقابتپذیری محسوب میشود. با این حال، شرکتهای بزرگ برای بقا ناچارند بخشی از سنتها و روشهای قدیمی خود را کنار بگذارند. تفاوت آنجاست که برخلاف فراری، بسیاری از خودروسازان حاشیه سود بسیار کمتری دارند و بنابراین مسیر عبور آنها از این تحول بزرگ، پرپیچوخمتر و دشوارتر خواهد بود.